حاج ملا هادي السبزواري
207
شرح مثنوى
مساغ : محل گذشتن آب و مثل آن . ( ( 4393 ) ) هيچ عاشق خود نباشد وصل جو * كه نه معشوقش بود جوياى او ن 600 15 - ك 208 10 جوياى او : كما قال تعالى « يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه » 5 : 54 ( 1 ) هُم چهل و پنج است به حساب ابجد و آدم نيز چهل و پنج است معنى آنست كه خدا دوست دارد آدم را و آدم دوست دارد او را به حسب محبّت تكوينيه . ( ( 4394 ) ) ليك عشق عاشقان تن زه كند * عشق معشوقان خوش و فربه كند ن 600 16 - ك 208 10 تن زه كند : يعنى شبيه به زه كمان كند در لاغرى . ( ( 4401 ) ) جمله اجزاى جهان ز آن حكم پيش * جفت جفت و عاشقانِ جفت خويش ن 601 1 - ك 208 14 جفت جفت : يعنى هر چه غير حق تعالى است جفت است كما قال « وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ » 51 : 49 ( 2 ) از وجه الله و وجه النفس و از وجود و ماهيّت و از ماده و صورت و از وجوب و امكان و از قوّه و فعليت و از نفس و بدن و از نر و ماده و از مذكَّر و مؤنّث . و عاشقانِ جفتِ خويش : گذشت كه زوج به معنى مركب از دو شىء و به معنى هر يك از دو جزء مركب مىآيد پس همچنين است جفت در فارسى پس جفت در اول به معنى اول بود و اينجا به معنى دوم . ( ( 4403 ) ) آسمان گويد زمين را مرحبا * با توام چون آهن و آهن ربا ن 601 3 - ك 208 15 چون آهن و آهن ربا : آسمان آهن رباست نسبت به زمين يعنى مطلق عناصر چه مَلَاء مىخواهد در جوفش كه خَلَاء محال است پس ربودن نيست مگر خواستن مَلَاء خاصّه يا به تقريب انسان كامل مىربايد و آن چه بعضى مىگويند چون از همه جهت مىربايد زمين را در وسط حقيقى قرار گرفته است نه چنين است كه من حيث الجسمية دانى است و عالى را كه فلك است التفات بدانى نيست و گذشت تفصيلى . ( ( 4404 ) ) آسمان مرد و زمين زن در خرد * هر چه آن انداخت اين مىپرورد ن 601 4 - ك 208 15
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء مائده آيهء 54 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء ذاريات آيهء 49 . .